دختر باهوش موفق و زیبا سومیر ایوایا برای یه روزنامه بزرگ کار میکنه که بخاطر رئیسش مجیور به ترک کار میشه . در جالی که عصبانی و پر از یاس و نامیدی بود جلوی در خونه اش مرد جوانی رو توی یه صندوق پیدا میکنه که شباهت زیادی به سگ دوران کودکیش داشته برای همین هم اونو مومو صدا میکنه این میشه شروع یه زندگی غیرمنتظره ای که به کشش دوطرف به همدیگه ختم میشه و اتفاقات زیادی که در این میان براشون میافته. اما اینجور عشقها واقعاً وجود دارن؟