جانگ ته سان (لی جونکی) که راهی زندان است، پس از این که با دوست..دخترش به هم می زند ، راهی زندان می شود . پس از چند سال که از زندان بیرون می آید دیگر علاقه ای به زندگی ندارد . زیرا با زنی که دوستش داشته به هم زده و … بعد از چندی متوجه می شود که دوست ..دخترش در موقع جدایی از او ، باردار بوده و هم اکنون دختری ۵ ساله دارد . اما این دختر ۵ ساله اکنون سرطان داشته و اگر اهدا کننده مغز استخوانیاز اعضای خانواده اش برای او پیدا نشود ، به زودی می میرد . جانگ نه سان که به اشتباه متهم به قتل شده حال باید بین زندان رفتن و اهدای مغز استخوان به دخترش یکی را انتخاب کند .او می داند اگر به زندان برود توسط رئیس خلافکار سابق خود به قتل خواهد رسید و دیگر شانس نجات زندگی دخترش را نخواهد داشت . او تصمیم می گیرد از دست پلیس فرار کند و به مدت ۲ هفته خود را در جایی پنهان کند و بعد از عمل دخترش به زندان برود . حال هم پلیس ها و هم رئیس سابقش به دنبال او هستند و او باید به هر طریقی دختر خود را نجات دهد…. ( ترجمه اختصاصی)